تبليغاتX
JavaScript Codes تنهاترين عاشق
به کلبه تنهایی من خوش آمدید
 

بیا تا لیلی و مجنون شویم افسانه اش با من

بیا با من به شهر عشق رو کن خانه اش با من

نگو دیوانه کو زنجیر گیسو را زهم وا کن

دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من

بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم

اگر مویت به رویت شد پریشان شانه اش با من

نگو دیگر به من اندر دل اتش نمیسوزد

تو گرمم کن به افسونت گرمی افسانه اش با من

چه بشکن بشکنی دارد فلک بر حال سرمستان

چو پیمان بشکنی بشکستن پیمانه اش با من

در این دنیای وا نفسای بی فردا

خدایا عاشقان را غم مده شکرانهاش با من

بعد از این تا می شود از غصه دوری می کنم
امتناع از خنده های خشک و صوری می کنم

لب به لب جانم پر از بوی خوش لبخند توست
سر به زیری مرده و دیگر جسوری می کنم

غصه یک چیز است و غم از دور تر ها همسرم
خاطرش را همدم فنجان و قوری می کنم

اشک هایم بی اراده برکه ای شور آفرید
محض تمرین طعم دریا را مروری می کنم

من قزل آلای رودم ، عشق را بو می کشم
خانه هر جا هست ، باشد ، من صبوری می کنم

+ نوشته شده در  شنبه 17 اسفند1387ساعت 20:49  توسط مهرداد از ساوه  | 

يك سال نقش فاصله هامان سكوت بود

شاید برای حرف زدن از عشق زود بود                     

ای كاش قفل سخت سكوت تو میشكست

 یا در نگاه سرد تو خورشید می نشست

من موج خسته بودم و تو ساحلم شدی

با یك نگاه ساكن شهر دلم شدی  

اكنون ولی به ساحل باور رسیده ام

دیگر گذشت فصل و به آخر رسیده ام

آری كویر تشنه به باران نمی رسد

این قصه تا ابد به پایان نمی رسد


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 اسفند1387ساعت 20:48  توسط مهرداد از ساوه  | 

 

شيشه پنجره را باران شست

از دل من اما ... چه كسي نقش تو را خواهد شست ؟!!!

آسمان سربي رنگ ... من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ

مي پرد مرغ نگاهم تا دور ...

خواب روياي فراموشي هاست ...

 خواب را دريابم

. من شكوفايي گلهاي اميدم را در رويا مي بينم

و ندايي كه به من مي گويد :

 گرچه شب تاريك است دل قوي دار سحر نزديك است

دل من در دل شب خواب پروانه شدن مي بيند.

 مهر در صحرا مان داس بدست خرمن خواب مرا مي چيند

ديده در آينه صبح تو را مي بيند.

تو گل سرخ مني تو گل ياس منی ..

. تو همان شبنم پاك سحري

نه ! از آن پاك تري

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 12 دی1387ساعت 19:55  توسط مهرداد از ساوه  | 

آهنگ بسیار زیبای شادمهر عقیلی بنام تقدیر

باید تورو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تو رو پیدا کنم تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگیرم از این شهر سرد
این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر می کنی
حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشام می بره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه پروازم پرپر کنی
محکم بگیرم دست تو احساسم باور کنی
باید تورو پیدا کنم
شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
باید تو رو پیدا کنم هر روز تنهاتر نشی
راضی به با من بودنت حتی از این کمتر نشی

دانلود

+ نوشته شده در  پنجشنبه 16 آبان1387ساعت 4:51  توسط مهرداد از ساوه  | 

احساس می کنم گلی بیچاره ام که به دست ناسپاسی چیده شده ام

 کسی چه می داند؟

 شاید برای گلدان شیشه ای ؛تا چند روز زینت خانه ای باشم

 و شاید مرا چیده اند برای سنگ مزار مرده ای تا دلگرمی خانواده ای باشم.

 به هر دلیل خوب می دانم که عاقبت خشک خواهم شد...

و به زودی زود است خانه ام خاک...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 آبان1387ساعت 20:34  توسط مهرداد از ساوه  | 

 

دوستت دارم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 مهر1387ساعت 16:13  توسط مهرداد از ساوه  | 

خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم

+ نوشته شده در  یکشنبه 7 مهر1387ساعت 21:32  توسط مهرداد از ساوه  | 

امشب بیاد بودنت تاصبح با سازم میخونم...

این دو آهنگ زیبا رو باحجم کم  دانلود کنید امیدوارم خوشتون بیا

حجم تقریبا ۹۰۰کیلوبایت

دانلود 

دانلود

+ نوشته شده در  جمعه 5 مهر1387ساعت 0:11  توسط مهرداد از ساوه  | 

ادعای ماندن سخت بود

ادعای رفتن آسان

و ادعای عشق، ساده ترین سلام تو

فاصله‌ها تنهایم گذاشتند

نه از تنهایی ترسیدم، نه از فاصله

چهره تو آخرین دروغ ساده بود

آهای مدعی! آهای... 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 مهر1387ساعت 19:57  توسط مهرداد از ساوه  | 

عشق طرح ساده لبخند ماست
معنی لبخند ما پیوند ماست
عشق را با دست های مهربان
هر که قسمت می کند مانند ماست
عشق یعنی اینکه ما باور کنیم
یک دل دیگر ارادتمندماست
دوستی همسایه ی نزدیک ما
مهربانی نیز خویشاوند ماست
شرح مبسوط زیان و سود عشق
چشم غمگین و دل خرسند ماست
گرچه ما خود را نصیحت می کنیم
عشق اما بی خیال پند ماست
دست خوبت را به دست من بده
دستهای ما پل پیوند ماست
در همه قاموسهای معتبر
عشق تنها واژه پیوند ماست
کیست عریان تر زما در متن عشق
ارتفاعات غزل الوند ما

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 25 شهریور1387ساعت 21:1  توسط مهرداد از ساوه  | 

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم
خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم
خداحافظ، و این یعنی در اندوه تو می میرم
در این تنهایی مطلق، که می بندد به زنجیرم
و بی تو لحظه ای حتی دلم طاقت نمی آرد
و برف نا امیدی بر سرم یکریز می بارد
چگونه بگذرم از عشق، از دلبستگی هایم؟
چگونه می روی با اینکه می دانی چه تنهایم؟
خداحافظ ، تو ای همپای شبهای غزل خوانی
خداحافظ، به پایان آمد این دیدار پنهانی
خداحافظ، بدون تو گمان بردی که می مانم
خداحافظ، بدون من یقین دارم که می مانی!!!!


+ نوشته شده در  دوشنبه 4 شهریور1387ساعت 20:51  توسط مهرداد از ساوه  | 

 

حس میکنم دیگه دوستم نداری
حس میکنم زیادی وجودم
چرا به این زودی ازم بریدی
من که گل سر سبد تو بودم
حس میکنم تو این روزا نمی خوای
یه لحظه هم حتی من و ببینی
کاش میدونستم عشق دیروز من
فردا که شد تو با کی هم نشینی
دوستم نداری میدونم دوستم نداری
اما تو چشمات مبینم که بیقراری
خدا کنه که برگردی تو پیشم
بدون تو من دیونه میشم
 
دوست ندارم حضور من کنارت
باعث دل خستگیه تو باشه  
شاید سفر رفتن من یه فصل تازه ای از زندگی تو باشه
حس میکنم باید از اینجا برم
جایی که هیچکی راهشو بلد نیست
باید برم که قدرمو بدونی
یه مدتی تنها بمونی بد نیست
حس میکنم دیگه دوستم نداری
حس میکنم زیادی وجودم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 31 مرداد1387ساعت 21:52  توسط مهرداد از ساوه  | 

باید فراموشت کنم .چندیست تمرین می کنم

 

من می توانم ! می شود ! آرام تلقین می کنم

 

حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....تا بعد، بهتر می شود ....

 

فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم

 

من می پذیرم رفته ای و بر نمی گردی همین !

 

خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم

 

کم کم ز یادم می روی . این روزگار و رسم اوست !

 

این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم

 

از اول من و تو ما نبودیم

من وتو مال یک دنیا نبودیم

از اول هم در آن سردرگمی ها ،

 می گفتیم با هم هستیم، اما نبودیم

تمامش کن بیا از هم جدا شیم...

بیا اینقدر تکراری نباشیم

تمامش کن تا همین جا توی لحظه....

از این تنهایی با هم رها شویم

تمامش کن ته این جاده بسته است...

تهش ما هستیم که قلبهایمان شکسته

بگو اینجا کجای قصه ماست...

نگاه کن اول راهیم و خسته

نترس از اینکه حرفام دلنشین نیست....

تمام سهم ما از عشق این نیست

ما عشق اول هم بودیم ام....

همیشه عشق اول بهترین نیست

از اول هم من و تو ما نبودیم

من و تو مال یک دنیا نبودیم

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 20:44  توسط مهرداد از ساوه  | 

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند٬

ستايش کردم گفتند خرافات است ٬

عاشق شدم گفتند دروغ است ٬

 گريستم گفتند بهانه است ٬

خنديدم گفتند ديوانه است ٬

...... دنيا را نگه داريد ميخواهم پياده شوم !

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 20:44  توسط مهرداد از ساوه  | 

 

 

شبي غمگين شبي  باراني و سرد

مرا در غربت فردا رها كرد  

دلم در حسرت ديــدار او ماند  

مرا چشم انتظار كوچه ها  كرد 

به من ميگفت تنها وغريب است 

ببين باغربتش بامن چه ها كرد

تمام هستي ام بود وندانست

كه در قلبم چه آشوبي به پا كرد

واوهرگز شكستم را نفهميد

اگرچه تا ته دنيا صدا كرد

+ نوشته شده در  شنبه 29 تیر1387ساعت 20:54  توسط مهرداد از ساوه  |